سلام
فال به جز تفریح و سرگرمی برای عدهای؛ به منظور پیشبینی و پیشگویی آینده یا اطلاع از نیک و بدِ بخت، و روزگار، به کار میره.
حافظ میگفت یه نشونهای ببینی، فال گرفتن همین نشونه گرفتن و نشانی دادن هست. تا بتونی از طریق اون نشونه، یه سخنی بیابی، به مفهومی برسی، که اون رو در ارتباط با نیت خودت پیدا کنی. یا یک ایدهای به ذهنت برسه. پاسخ سوالی رو در قالب مثالی، در ظرف دیگهای بدست بیاری.
یک چیزی رو ببینی که به فال نیک بگیری. یا یه چیزی رو بشنوی، که اون رو به موضوعی که در آینده اتفاق خواهد افتاد، مرتبط کنی. یا شنیدهات رو تعبیر به اون ماجرایی که در ذهن داری بکنی.
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
فالی به چشم و گوش در این باب میزدم
اینجا میگه با چشم و گوشم فال میگرفتم. یه چیزی رو میدیدم، یه چیزی رو میشنیدم، مرتبط با یه موضوعی، مرتبط با یه معنیای، در کار خودم میکردم. «فالی به چشم و گوش در این باب میزدم».
یه چیزی رو میدیدم، یا میشنیدم، باهاش فال میگرفتم. مرتبط میکردم با چیزی که در ذهن داشتم. با دیدن ساقی، «چشمم به روی ساقی» و با شنیدن صدای چنگ، «گوشم به قول چنگ»، که اون هم میتونه حامل پیام باشه، فالی میگرفته. پیامی به ذهنش میرسیده.
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
فالی به چشم و گوش در این باب میزدم
حافظ به جای اینکه فقط فال رو به عنوان پیشبینی خنثیای در مورد آینده بدونه. میگفت فال میتونه یه نشونهای بشه که راهی رو به او بنمایانه. الآن هم فال میگیرند، میگن این کار رو بکن. ولی حافظ میگفت با فال گرفتن یه معنایی در قالب دیگهای، به ذهن او میرسه.
پازلی رو در ذهنش حل میکنه؛ فال میگرفت تا جوابی رو پیدا کنه. پاسخ سوالش بشه. مثل «یافتم، یافتم» ارشمیدس. ماجراش رو میدونید، برای پادشاهی تاج طلا ساخته بودند، پادشاه به عیار اون طلا، به ناب بودنش شک داشت.
ارشمیدس در حمام، دید آبی که توی خزینه بود سرریز شد، فهمید حجم آبی که از ظرف سرریز شده، با حجم اون بخشی از بدنش که توی آب رفته برابر هست. فهمید اگر کاری شبیه به همین رو با تاج انجام بده، متوجه میشن که تاج رو از طلای ناب ساختند؛ یا از مخلوط طلا با چیز دیگهای. به کمک اتفاقی که در خزینه افتاد، میتونست جوابِ سوال پادشاه که تاجش رو با تمام اون طلایی که به زرگر داده بود، ساختند یا نه، رو پیدا کنه.
گوید از هیجان از حمام بیرون پرید و گفت: یافتم. یافتم.
حافظ میگفت با چشم و گوش، میشه همینطوری فالی گرفت. میگفت یه چیزی رو ببینی، یا یه صدایی رو بشنوی، اون مورد باعثِ ایجادِ پاسخی در ذهن تو بشه.
در زمان ارشمیدس، روشی برای اینکه بدونند اون زرگر همهی طلا رو برای تاج به کار برده یا نه، وجود نداشت. حافظ میگفت: «کس عیار زر خالص نشناسد چو محک»؛ ولی 16…17 قرن قبل، یعنی در زمان ارشمیدس، چنین روشی در شیمی تحلیلی وجود نداشت.
اون آقا، از یک اتفاقی، از یک حادثهای، معنی به ذهنش رسید.
حافظ میگفت فال هم به همین شکل میتونه برای تو معنی به ذهن برسونه.
در داستان نیوتن چیزی شبیه به این رو گفتند، حالا درست باشه یا نه، میگن یه سیبی از درخت افتاد روی سرش، اون بزرگوار که کلاً تو کار «نیرو» بود. بیشتر فکرش به نیروهای طبیعی و نیروهای مکانیکی مشغول بود. آنگاه، فهمید یک نیرویی هست که این سیب رو از درخت به سمت خودش کشیده، و جاذبه رو کشف کرد.
به قول نظامی: در طبع هر دانندهای هست
که با گردنده گردانندهای هست.
حافظ میگفت یه اشارهای یا نشانهای، معنیای رو به ذهن من برسونه، یکی از این روشها فاله.
فال یکی از راههای به پاسخ رسیدنی بود که حافظ استفاده میکرد. و به دیگران هم پیشنهاد میداد. تا با تعبیر اون نشونه، تا با تعبیر اون حادثه؛ آینده رو پیشبینی کنند. به پاسخی برسند، تا ازش نتیجهگیری کنند. تا معنیای به ذهنشون برسه.
میگفت: یه فالی بگیر، که به تو نشونه ای بده، به تو جوابی برسه، که حافظ چه کشفیاتی داشته، چه مسیری رو رفته. برای تو هم کمک کننده باشه.
تو هم دیوان غزلیات قهرمانانهی عاشقانهی حافظ رو باز کن، و خاطرت رو به داستانهای اون خوش کن.
به نا امیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد.
باشد که برای تو در حکم قرعهی شانس و اقبال هم باشه.
بود که قرعه دولت به نام «شما» افتد.
اینکه شما یه چیزی رو ببینید و به فال نیک بگیرید، مثل دیدن روی خوب رو میگفتند خوش یُمنه، خود حافظ میگه «رخ فرخنده فال». یعنی دیدنش رو به فال نیک میگیرند. میگفت چهرهی تو در خاطرم اومد، «رخ تو در دلم آمد»، به هدفم میرسم «مراد خواهم یافت»
به این دلیل که حال خوش، پشت یک فال نیک، پشت یک فال خوب هست. معشوقش رو دارای «رخ فرخنده فال» معرفی میکرد، یعنی دیدنش رو میشه به فال نیک گرفت. میگفت حالا که رخ تو در دلم اومد، پس حال خوب هم به دنبال فال خوب هست. یعنی یه چیزی میشه حالت خوش میشه. پس کارم انجام خواهد شد.
رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حال نکو در قفای فال نکوست
یا میگه گفتند تو از مقابل روی ما خواهی گذشت، چون تو فرخنده فال هستی، دیدن روی تو رو میشه به فال نیک گرفت. پس حتماً این کار رو بکن، «نیت خیر مگردان»، که این فال مبارکی هست.
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالی است.
یا میگفتند یک صدایی رو بشنوند، صدای آواز یک پرنده، که به فال نیک بگیرند.
شبیه به اینکه صدای کلاغ رو تعبیر به «شوم بودن» میکردند.
حافظ میگفت من داشتم دعا میکردم، خورشید دراومد، پس کارم انجام میشه.
گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش
من همی کردم دعا و صبح صادق میدمید
یا
«من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغ من تبر است».
مثل استفادهای که ما از فال داریم، بتونیم با باز کردن دیوان اشعار حافظ، یا گرفتن فالی از حافظ، اون غزل یا بخشی از اون ابیات رو، با حوادث آیندهی مرتبط با کار خودمون همسو یا مربوط کنیم.
توی فال حافظ، باید چیزی که ما پیدا میکنیم متناسب با چهارچوب نظام انتظارات ما باشه.
اینکه یه نفر فال بگیره و بگه تو یکی رو دوست داری. خوب همه یکی رو دوست دارند. یا بگن دنبال انجام کاری هستی؛ هر کسی یه کاری داره که منتظر انجامش هست.
حافظ میگفت و ممکن هست شما هم شنیده باشید، برخی افراد گفتند فالی گرفتند و چیزی رو پیدا کردند فراتر از احتمالات و انتظاراتی که از فال داشتند.
یعنی در خیال اونها هم نمیگنجید که مثالی رو به این خوبی پیدا کنند که بیانگر اون چیزی باشه که اونها پیدا کردند، همانطور که بالاتر در مورد نیوتن و ارشمیدس گفتیم، پاسخ سوالی باشه که اونها دنبالش بودند.
در وهم مینگنجد کاندر تصور عقل
آید به هیچ معنی زاین خوبتر مثالی
یک اتفاقی، در قالب یک مثالی، پاسخ سوال شخص بشه. حافظ میگفت فال من هم میتونه جواب چیزی باشه که تو به دنبال اون هستی.
یا میگفت فالش میتونه برای قوت قلب باشه.
زدهام فالی و فریادرسی میآید
میگفت از غم و دوری از معشوق گلایه نکن، که من فالی گرفتهام، فالی زدم و یکی خواهد آمد و به داد تو خواهد رسید.
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زدهام فالی و فریادرسی میآید
دربارهی فال حافظ در یک اپیزود دیگه، به طور کاملتر توضیحاتی دادم که میتونید اون رو هم دنبال کنید.
در مورد نور چشم شدن هم ویدیویی وجود داره که میتونید اون رو ملاحظه کنید.
نور چشم شدن که به معنی رسیدن معنی و دیدن حقیقت به گونهای دیگر هست، در یک اپیزود توضیح دادیم که میتونید او رو دنبال کنید.
Podcast: Play in new window | Download