در جلسه قبل درباره مواردی که با کودک آزاری، هم‌جنس بازی (در معنی تجاوز به هم‌جنس و حتی به کودکان)، ازدواج کودکان، و هم گروه‌ها و هم‌خانواده‌های دیگه‌ای مثل آزار جنسی… و مواردی در این گروه صحبت کردیم. قرار بر این بود که بدون ورود به مباحث آزاردهنده و تلخ، رد این موارد رو در شعر حافظ بررسی کنیم. حافظ فراوان صوفیان رو به خاطر کارهای اشتباه مختلفی که می‌کردند، تمسخر می‌کرد. و به اونها طعن می‌زد. البته اون موقع برخی از اون کارها مُد بود و نزد عموم اشکال چندانی نداشت. در اون زمان، می‌بینیم که مورد تایید برخی یا بسیاری بود. حتی کسی باور نمی‌کرد که اونها یا کارشون دارای اشکال باشه. می‌گفت گرت باور بود یا نه… در میخانه‌ام بگشا که هیچ از خانقه نگشود گرت باور بود یا نه، سخن این بود و ما گفتیم. در مواردی که در جلسه «حافظ و سوگ فرزند» صحبت کردیم و در این جلسه صحبت می‌کنیم، اصلاً در اون زمان، و از اونطرف، یعنی از سوی مظلومان، قربانیان صدایی نبود که بخواد اعتراضی در کار باشه. کسی بشنوه، بدونه. اقدامی بشه. ولی حافظ اینکه شخص صوفی‌گریش رو، در این کار و در این راه می‌ذاشت رو نمی‌پسندید. در جلسه‌ی خطا بر قلم صنع رفت یا نرفت؟ در این موضوعات توضیحاتی دادیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

For security, use of Google's reCAPTCHA service is required which is subject to the Google Privacy Policy and Terms of Use.

I agree to these terms.